پیام مازند - تابناک / خودکشی در کهگیلویه و بویراحمد دیگر صرفاً یک آسیب فردی نیست؛ آمار اقدامات، موارد منجر به فوت و حضور نوجوانان در میان قربانیان، آن را به مسئلهای اجتماعی و مدیریتی تبدیل کرده است؛ حالا تأکید مسئولان بر سیاستگذاری آماری و عبور از مدیریت جزیرهای، آزمون تازهای برای نحوه مواجهه استان با این آسیب است.
در نشستهای تخصصی اخیر، آمارهایی از حجم اقدامات و موارد منجر به فوت ناشی از خودکشی در استان ارائه شد که نشان میدهد مسئله را نمیتوان فقط با شمارش فوتیها ارزیابی کرد. تعارضات خانوادگی، ضعف مهارتهای ارتباطی، مسائل روانی و اجتماعی و پایین آمدن سن برخی قربانیان، ابعاد دیگری از این آسیب را آشکار کرده است.
سیاستگذاری بدون داده ممکن نیست
فتاح محمدی، معاون سیاسی امنیتی استانداری کهگیلویه و بویراحمد، با تأکید بر ضرورت سیاستگذاری مبتنی بر آمار، گفت بدون اطلاعات جامع و دقیق امکان برنامهریزی مؤثر وجود ندارد.
وی اعلام دقیق آمار را نه تهدید، بلکه عاملی برای حساستر شدن جامعه و تسهیل ارائه راهکار دانست؛ رویکردی که نشان میدهد نخستین گام برای مدیریت این آسیب، پذیرش واقعیت و شناخت دقیق ابعاد آن است.
اما چالش از جایی آغاز میشود که دادهها تولید شدهاند و باید به تصمیم تبدیل شوند.
مشکل فقط کمبود آمار نیست
در نشستهای پیشین، از وجود دادههای متعدد در مراکز بهداشت، بیمارستانها، اورژانس اجتماعی و پزشکی قانونی سخن گفته شد؛ در عین حال، نبود یک نظام یکپارچه برای اتصال و تحلیل این اطلاعات نیز مورد انتقاد قرار گرفت.
محمدی نیز بر ضرورت همکاری میان دستگاههای اجرایی و نهادهای پژوهشی تأکید کرده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر دادههای موجود به یک تصویر واحد از عوامل خطر، گروههای در معرض آسیب و روندهای استان تبدیل نشود، آمار صرفاً به اعدادی برای گزارشهای سالانه محدود خواهد ماند.
عبور از مدیریت جزیرهای
معاون سیاسی امنیتی استانداری با اشاره به فعالیتهای پیشگیرانه و مشاورهای دانشگاه علوم پزشکی، از وجود شکاف میان بدنه اجرایی و پژوهشی سخن گفت و بر استفاده از ظرفیت استادان دانشگاه و آموزش و پرورش تأکید کرد.
وی همچنین خواستار عبور از مدیریت جزیرهای و حرکت به سمت یک سیستم هماهنگ در سطح استان و کشور شد.
این اظهارات را میتوان مهمترین بخش سیاست جدید در قبال این آسیب دانست؛ چرا که خودکشی مسئلهای نیست که یک دستگاه به تنهایی بتواند آن را مدیریت کند. دانشگاه باید دانش و تحلیل ارائه کند، دستگاههای اجرایی باید آن را به برنامه تبدیل کنند و نهادهای اجتماعی نیز در مرحله پیشگیری و حمایت نقش داشته باشند.
همایش؛ پایان کار یا آغاز یک مسیر؟
اعلام برگزاری نخستین همایش ملی آسیبشناسی پدیده خودکشی در اواخر آبانماه در یاسوج، میتواند فرصتی برای نزدیک کردن دو بخش پژوهش و اجرا باشد.
اما اهمیت این همایش به خروجی آن بستگی دارد. اگر نتیجه آن صرفاً ارائه آمار و تکرار عوامل شناختهشده باشد، مشکل همچنان پابرجاست؛ اما اگر به تعیین اولویتها، تقسیم مسئولیت میان دستگاهها و ارائه راهکارهای قابل اجرا منجر شود، میتواند نقطه شروع یک برنامه منسجم استانی باشد.
مسئله اکنون «شناخت» نیست؛ «اقدام» است
محمدی با اشاره به روند آماری استان گفته است اگرچه سال گذشته کاهش نسبی خودکشی مشاهده شد، اما در ماههای ابتدایی سال جاری رشد آماری رخ داده و اقدامات میدانی برای کنترل آن در حال انجام است.
همین نوسان نشان میدهد که نمیتوان با یک سال افزایش یا کاهش، درباره موفقیت سیاستها قضاوت کرد. آنچه نیاز است، رصد مستمر، ارزیابی مداخلات و مشخص بودن مسئولیت هر دستگاه است.
اکنون که مسئولان از ضرورت دادهمحوری، همکاری دانشگاه و دستگاه اجرایی و عبور از مدیریت جزیرهای سخن میگویند، انتظار اصلی این است که این مفاهیم از سطح نشست و همایش فراتر برود و به یک برنامه مشخص تبدیل شود؛ برنامهای که در آن معلوم باشد چه کسی، چه اقدامی، با چه منابعی و در چه بازهای باید انجام دهد و نتیجه چگونه سنجیده خواهد شد.