پیام مازند - در دنیای مهندسیِ افکار عمومی، گاهی خبرهای خوش مانند یک قطعه چرم خیس، ابزاری برای ایجادِ یک تله فکری و خفگی ذهن مخاطب است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیمای مازندران ، آیا اخبارِ مثبت، همیشه نشانی از پیشرفت است یا میتواند بخشی از عملیات روانی برای نرم کردنِ جامعه جهت پذیرشِ فشارها و پیشدرآمدی برای یک بحرانِ بزرگتر باشد؟ تکنیک چرم خیس روایتی است از اینکه چگونه رسانهها با ایجادِ حسی از آرامش و امیدِ گذرا، مخاطب را بیدفاع میکنند تا در نهایت، با تغییرِ ناگهانیِ شرایط، آنها را در تنگنایِ واقعیتهای سخت و خفقانآور گرفتار کنند.
تکنیک رسانهای "چرم خیس"
تصور کنید یک تکه گردنبند یا دستنبد چرمی خیس دارید، چرمی انعطاف پذیر، نرم و بی خطر که به شما حس خنکی و آرامش مطبوع میدهد، اما اگر این چرم در معرض باد قرار بگیرد و خشک و منقبض شود، دور گردن یا دست سفت میشود و فرد را دچار تنگی نفس، فشار خفقانآور و احساس محدودیت شدید میکند.
رسانهها نیز برای طراحِی عملیات روانی از همین الگوی طبیعی استفاده میکنند. آنها در گام نخست، با انتشار اخبارِ امیدبخشِ، حسِ آرامش و پیشرفت را به مخاطب القا میکنند (بخش مرطوب و خنک ماجرا) تا جامعه از این "رطوبتِ آرامشبخش" لذت برده و گمان کند مسیرِ رو به جلو، همواره همینگونه هموار است.
اما مرحله اصلی زمانی آغاز میشود که همان رسانهها، با تغییر تدریجیِ لحن و القای تغییراتِ ساختاری، شروع به اعمالِ محدودیتها و قوانین سختگیرانهای میکنند که پیشتر در سایه طراحی شده بودند. اینجاست که چرمِ افکار عمومی شروع به انقباض میکند و مخاطب را در یک تنگنای خفقانآور و واقعیتِ سخت قرار میدهد و این موضوع به قدری ذهن را منقبض و بسته میکند که به مخاطب احساس خفگی دست میدهد.
یک نمونه عینی در رسانههای بینالمللی
یکی از رایجترین کاربردهای این تکنیک در رسانههای سیاسیِ بینالمللی و در حوزه "دیپلماسی و مذاکرات" دیده میشود. در این حالت، رسانهها شروع به تمرکزِ بیش از حد بر روی یک "گام کوچکِ مثبت" یا یک "گفتگوی دوستانه" میکنند، این پوشش خبری مانند یک نسیم خنک عمل میکند و باعث میشود هم افکار عمومی و هم تصمیمگیرندگان احساس کنند دورانِ تنش تمام شده و مسیرِ صلح و همکاری هموار است (مرحله چرم خیس).
اما در حالی که مخاطب با این اخبارِ دلگرمکننده در حالتِ آرامش و خوشبینی قرار دارد، در پشت صحنه ابزارهای فشار و قراردادهای سختگیرانه در حال نهایی شدن هستند و به محض اینکه این اقدامات اجرایی و رسانهای میشوند، آن حسِ خوبِ اولیه ناگهان به یک انقباضِ شدید تبدیل و جامعه با واقعیتِ تلخِ محدودیتها مواجه میشود، اینجاست که آن امیدِ کاذب، فرصتِ مقاومت و آمادگی را از مردم میگیرد و ذهن مخاطب احساس خفگی میکند، ذهنی که حالا مستعد یک انفجار است.
چه باید کرد تا فریب این تکنیک را نخوریم؟
اولین قدم برای در امان ماندن از تلهی "چرم خیس" مرزبندی بین "خبرهای خوشِ گذرا" و "واقعیتهای ساختاری گذشته" است
وقتی برعکس روال پیشین با پوششهای خبریِ مثبت و آرامبخش از سوی رسانههای معاند روبهرو میشوید بهتر است از خود بپرسید: چرا این رسانهها با سابقه ضدیت با ایران، تمرکز خود را بر اخبارِ امیدبخشِ گذاشتهاند؟
اینجاست که با تکیه بر آمار دقیق، عقلانیت و پرسشگریِ مداوم و تحلیل منطقی جریانهایی که سعی دارند ذهن شما را مانند گلِ نرم به شکل دلخواه خود درآورند بهتر خواهید شناخت
سید رضا کریمی تحلیلگر رسانه