پیام مازند - تکنیک تنگه اُحد، شگردی رسانهای است که با برجستهسازی و تکرارِ گزینشیِ برخی روایتها، میکوشد مخاطب را از موضعی که از آن حمایت میکند، دور کند؛ درست همانگونه که در جنگ اُحد تمرکز بر غنیمت، اهمیتِ حفظِ موقعیت را در ذهن جنگجویان کمرنگ کرد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیمای مازندران ، گاهی لازم نیست مخاطب را با یک خبر دروغ فریب داد؛ کافی است واقعیتهای تلخ بارها و از زاویهای خاص پیش چشم او قرار گیرند تا از موضعی که روزی به آن وفادار بوده، فاصله بگیرد. «تنگه اُحد» نامی برای این شگرد رسانهای است؛ جایی که غنیمتهای احتمالی پیش چشم، اهمیت موضع را از یاد میبرند.
تعریف تکنیک تنگه اُحد
در جنگ اُحد، مأموریتِ گروهی از تیراندازان، حفظِ شکافِ کوه بود تا از ورودِ دشمن به پشتِ سپاه جلوگیری کنند، اما با مشاهده نشانههای پیروزی و غنیمتهای میدان، شماری از آنان موضع خود را ترک کردند؛ غافل از اینکه حفظِ آن موقعیتِ استراتژیک، از خودِ غنیمت بسیار حیاتیتر بود.
تنگه اُحد الگویی تحلیلی از تأثیرگذاری رسانهای است که در آن، برجستهسازی و تکرار گزینشی و مداوم اخبار و روایتهای مربوط به ناکامیها، تبعیضها، امتیازهای نابرابر یا هزینههای یک انتخاب، میان مخاطب و موضعی که پیشتر از آن حمایت میکرد، شکاف ایجاد میکند.
نکته کلیدی اینجاست این روایتها لزوماً دروغ نیستند، اما تکرارِ گزینشی و چینشِ هدفمند اخبار باعث میشود تا احساسِ محرومیت، بیاعتمادی یا خشم در ذهن مخاطب تقویت شود و در نهایت، مخاطب به این جمعبندی میرسد که ادامه دادن و حفظِ موضع، هزینهای بیفایده است و فاصله گرفتن، منفعت بیشتری دارد؛ بدون آنکه به دقت بسنجد که با ترکِ این موضع، چه خلأ و آسیبِ بزرگتری ایجاد خواهد شد.
نمونه عینی
رسانههای فارسیزبان خارج از کشور ممکن است در مقاطع حساس سیاسی مانند انتخابات یا رویدادهای ملی که میزان مشارکت و حضور حامیان نظام اهمیت پیدا میکند، مجموعهای از روایتهای انتقادی درباره ناکامی، تبعیض، فساد، پروندههای مالی، تخصیصهای اقتصادی به گروههای خاص و امتیازهای ویژه را برجسته و در میانِ بخشی از مخاطبان این باور را ایجاد کنند که در حالی که دیگران از امتیازات بهره میبرند، ما تنها هزینه میدهیم.
در چارچوب الگوی تنگه اُحد، انباشت و تکرار چنین روایتهایی سبب ایجادِ یک تنگه ذهنی میشود و مخاطب وفادار برای فرار از احساسِ بیعدالتی، به جای مطالبهگری، به سمتِ ترکِ موضع و کنارهگیری از مشارکت سوق داده میشود.
چگونه گرفتار این الگو نشویم؟
برای اینکه در تله این روایتها گرفتار نشویم، نباید چشم بر واقعیتها ببندیم، اما نباید اجازه دهیم واقعیتهای پراکنده، حقیقتِ کلان را از ما بپوشانند.
پیش از هرگونه تغییر موضع، باید سه پرسشِ استراتژیک را از خود بپرسیم
۱. ارزیابی هزینه و فایده: اگر موضعم را ترک کنم، چه چیزی به دست میآورم و چه چیزی را از دست میدهم؟
۲. شناسایی هدف: این روایتِ متمرکز، قرار است من را به چه رفتاری (کنارهگیری یا اعتراض) سوق دهد؟
۳. بررسی جایگزین: آیا راهی جز کنارهگیری مانند مطالبهگری یا اصلاح وجود دارد؟
واقعیتهای تلخ ممکن است نیازمند واکنش باشند، اما لزوماً تنها یک واکنش را توجیه نمیکنند. گاهی مهمترین پرسش این نیست که غنیمت چیست؛ بلکه این است که با رسیدن به آن غنیمت، کدام موضعِ حیاتی را خالی میکنیم و چه کسانی از خالیشدنِ آن سود میبرند؟
هر هفته دو یادداشت کوتاه و تحلیلی از تکنیک های رسانه های خارجی در خبرگزاری صداوسیمای مازندران؛ تکنیک بعدی که از آن خواهیم نوشت تکنیک "پروانهای در مشت" است.
نویسنده: سید رضا کریمی