پیام مازند - رسانههای معاند با کشیدن خطوط فرضی و ساختگی در بستر جامعه، تنوع اندیشهها را به دو قطب متضاد و آشتیناپذیر تقلیل میدهند تا مخاطبان را ناچار به انتخاب میان دو گزینه کنند.
رسانههای معاند با کشیدن خطوط فرضی و ساختگی در بستر جامعه، تنوع اندیشهها را به دو قطب متضاد و آشتیناپذیر تقلیل میدهند تا مخاطبان را ناچار به انتخاب میان دو گزینه کنند.

به گزارش خبرگزاری صداوسیمای مازندران ، گاردریل در دنیای واقعی برای جداسازی مسیر عبور و مرور خودروها است؛ رسانهها نیز دقیقاً از همین مفهوم راهنمایی و رانندگی استفاده میکنند و با کشیدن دیوار آهنین واژگانی و مفهومی، مسیر حرکت افکار عمومی را کانالکشی میکنند تا هیچکس نتواند خارج از این چارچوب حرکت کند.
تحلیل تکنیک
رسانهها با استفاده از گاردریلهای مفهومی همه چیز را در قالب دو باند و مسیر متضاد تعریف میکنند؛ خودی و غیرخودی، چپ و راست، اقلیت و اکثریت، باحجاب و بی حجاب، موافق مذاکره و مخالف مذاکره. در دنیای گاردریلی رسانه ها، طیفهای خاکستری و دیدگاههای میانه جایگاهی ندارند.
هدف از این کانالکشی ساختگی، ایجاد یک بنبست فکری است تا جامعه به دو باند کاملاً مجزا و حتی متخاصم تقسیم شود و هرگونه تلاش برای یافتن نقطه اشتراک به عنوان خیانت یا ضعف تلقی شود. بدین ترتیب، رسانه با مدیریت این تقابل، کنترل مسیر حرکت افکار عمومی را در دست میگیرد و جامعه را به جای حرکت در یک مسیر واحد، در یک چرخه از تقابلهای بی انتهای دو مسیر محصور میکند.
نمونه ملموس
رسانههای معاند هنگام پوشش تحولات اجتماعی یا سیاسی داخلی هرگز به لایههای میانی جامعه اشاره نمیکنند؛ آنها مدام دو قطب افراطی را برجسته میکنند تا هزینه تفکر مستقل و میانهرو بودن را به حداکثر برسانند و مخاطبان احساس کنند یا باید تمامکمال طرفدار یک جریان باشد یا دشمن آن و راه سومی وجود ندارد؛ در حالی که اساساً این دوگانه سازی از ابتدا هدفمند از سوی رسانهها ترسیم شده است.
این تکنیک چند سال گذشته به فراوانی در رسانههای معاند بکار گرفته شده است. آنها علت مشکلات اقتصادی کشور را به لزوم جداسازی مذاکرات با مقاومت ارتباط میدهند تا فضای سیاسی و رسانهای کشور به دو اردوگاه تقسیم و جامعه به سمت پذیرفتن مذاکره در مواجهه با مقاومت هدایت شود؛ در حالی که دوگانه واقعی مقاومت و سازش است، نه مذاکره و مقاومت.
چگونه در دام این تکنیک نیفتیم
بسیاری از ما وقتی زیر فشار روانی رسانهها قرار میگیریم، فراموش میکنیم که جهان پر از طیفهای رنگی است. برای عبور از این فریب، این دو پرسش را از خود بپرسید
آیا این موضوع واقعاً تنها دو دیدگاه متضاد دارد یا رسانه دارد با حذف گزینههای دیگر ما را در یک دوقطبی ساختگی اسیر میکند؟
پشت این مرزبندیهای آهنین و اجباری، چه منافعی برای جریان رسانهای پنهان شده است و چه کسانی از حذف تفکر میانی و عقلانی سود میبرند؟
تکنیک بعدی که از آن خواهیم نوشت: تکنیک “برچسبزنی” است.
نویسنده: سید رضا کریمی