پیام مازند - در آستانه اکران بخش مسابقه چهل وچهارمین جشنواره فیلم فجر در جزیره کیش: اگر جشنواره فیلم فجر قرار است همچنان «ملی» بماند، چارهای جز عبور از تمرکزگرایی فرهنگی ندارد.
یادداشت محمد حسین حسنی
سرپرست معاونت فرهنگی واجتماعی سازمان منطقه آزاد کیش
جزیره زیبای کیش، این نگین خلیج فارس، سالهاست که تنها مقصدی برای تفریح و گردشگری نیست؛ این جزیره امروز به مرکزی برای تجربهها و رویدادهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. امروز دیگر قدم زدن در کنار آبهای نیلگون خلیج فارس و تماشای غروبهای طلایی کیش، تنها تفریحی طبیعی نیست؛ بلکه بستری شده برای تجربههای جمعی در بسترهای فرهنگ، اجتماع و اقتصاد، تا لحظاتی بهیادماندنی برای کیشوندان و گردشگران خلق کنند.
امسال نیز به سنت سالهای گذشته، جزیره کیش میزبان یکی از معتبرترین رویدادهای فرهنگی ایران خواهد بود. با اکران همزمان فیلمهای منتخب جشنواره بینالمللی فیلم فجر از ۱8 تا ۲۲ بهمنماه، علاقمندان سینما از سراسر ایران و گردشگران بینالمللی، فرصتی خواهند داشت تا همزمان با مخاطبان تهران، تازهترین آثار سینمای ایران را تجربه کنند.
این رویداد، بیش از یک اکران فیلم است؛ نمادی از دسترسی برابر به هنر و فرهنگ و تجربهای اجتماعی و جمعی برای تمام کسانی است که علاقهمند به سینما و قصههای ایرانی هستند و صد البته در شرایط فرهنگی کنونی ایران، که جامعه با چالشهای جدی اقتصادی و اجتماعی دست وپنجه نرم میکند، هنر سینما بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. سینما، زبان مشترکی است که میتواند قصههای مردم، امیدها و دغدغههایشان را بازتاب دهد و فرصتی برای گفتوگو میان نسلها و فرهنگها فراهم کند.
جزیره کیش در سالهای اخیر تجربه میزبانی از رویدادهای متعددی را داشته است؛ از نمایشگاههای بینالمللی گرفته تا جشنوارههای موسیقی و نوآوری. این تجربهها نشان دادهاند که رویدادها در کیش نه تنها نیاز فرهنگی جامعه محلی را پاسخ میدهد، بلکه جاذبهای قدرتمند برای گردشگران فرهنگی ایجاد میکند. اکران فیلمهای جشنواره فجر در کیش نیز بیش از نمایش یک اثر سینمایی است؛ تجربهای تعاملی است که مخاطب را در مرکز داستان قرار میدهد. خانوادهها، جوانان، دانشجویان و گردشگران همه در یک فضای مشترک قرار میگیرند و با هم از هنر لذت میبرند، صحبت میکنند و درباره آینده فرهنگ و جامعه خود فکر میکنند.
در شرایط کنونی ایران، جامعه به فضاهای امن فرهنگی و هنری نیاز دارد؛ فضاهایی که بتواند در آنها داستانها، تجربهها و ارزشهای مشترک را تجربه کند، فارغ از چالشهای روزمره. سینما چنین فضایی را فراهم میکند؛ مکانی برای تجربه همزمان شادی، اندوه، تعجب و تفکر؛ جایی که قصههای ایرانی روایت میشوند و مخاطب احساس تعلق فرهنگی و اجتماعی پیدا میکند.
جزیره کیش، به عنوان میزبان هنر و فرهنگ ایران، چشماندازی روشن دارد؛ فضایی که در آن هنر و تجربههای جمعی فرهنگی، بخشی از هویت جمعی و سرمایه اجتماعی جزیره است. برای ما در معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان منطقه آزاد کیش، این رویداد فرصتی است تا نشان دهیم که سینما میتواند در هر نقطه از ایران، پیوندی میان مردم ایجاد کند؛ پیوندی که نه تنها به تماشای فیلم محدود میشود، بلکه گفتوگو، همفکری و تجربه مشترک را نیز در بر میگیرد.
در ادامه این مسیر، برای سال آینده به جدیت پیشنهاد انتقال بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر به کیش را از هماکنون ارائه داده و بر آن اصرار خواهیم کرد و معتقدیم عملی شدن این پیشنهاد، نه یک اقدام لوکس و تشریفاتی و نه صرفاً یک سیاست گردشگری؛ بلکه تصحیح یک نقیصه ساختاری در حکمرانی فرهنگی کشور محسوب میشود و اگر جشنواره فیلم فجر قرار است همچنان «ملی» بماند، چارهای جز عبور از تمرکزگرایی فرهنگی ندارد.
کیش، بهعنوان شهری ملی با مخاطبی متکثر، زیرساختهای حرفهای، دسترسی رسانهای و موقعیت ژئوفرهنگی خاص، میتواند بستر تجربهی زیستهی جشنواره برای طیف گستردهتری از مردم، هنرمندان و منتقدان باشد. حضور بخش مسابقه در چنین شهرهایی، جشنواره را از انحصار نخبگان پایتخت خارج کرده و آن را به «امر عمومی» بازمیگرداند؛ امری که شهروندان، هنرمندان محلی، فعالان فرهنگی و حتی مخاطبان غیرحرفهای نیز در آن نقش و سهم دارند. این جابهجایی، نه تضعیف مرکز، بلکه تقویت سرمایه نمادین جشنواره در سطح ملی است؛ چراکه مشروعیت فرهنگی، نه از تمرکز، بلکه از توزیع عادلانهی دسترسیها و امکان مشارکت عمومی حاصل میشود.
از منظر دیپلماسی فرهنگی، کیش میتواند نقشی فراتر از یک میزبان جغرافیایی ایفا کند و به سکویی مؤثر برای بازنمایی سینمای ایران در افقهای جدید بدل شود؛ شهری که در تلاقی هویت ایرانی و زیست جهانی شکل گرفته است. در چنین فضایی، سینمای ایران امکان مییابد تصویری پیچیدهتر، واقعبینانهتر و غیرکلیشهای از فرهنگ معاصر کشور ارائه دهد. جشنوارهای که در این بستر برگزار میشود، بهطور ضمنی بر این واقعیت تأکید میکند که فرهنگ ایران اسلامی، زنده، متکثر و آماده ورود به گفتوگویی معنادار با جهان پیرامون خود است.