پیام مازند - فرارو / بازداشت یک آتشافروز در بندپی، تنها نوک کوه یخ است؛ پشت این آتشها شبکهای سازمانیافته از قاچاقچیان چوب و متقاضیان تغییر کاربری زمین قرار دارد.
او در جنگل الیت رشتههایی از آتش برافروخت، غافل از اینکه محیط زیست میلیون ساله ایران با تهدید روبهروست. حالا در بندپی، نقطهای دیگر از جنگلهای هیرکانی، عامل آتش سوزی دیگری دستگیر شده. فردی که احتمالا میتواند سرنخی برای افشای شبکهای گسترده باشد که از آتش گرفتن جنگلها نفع میبرند.
به گزارش فرارو، هنوز دود و خاکستر جنگل الیت فرو ننشسته بود که خبری از بندپی رسید؛ عاملی جدید در آتشسوزی جنگلهای هیرکانی دستگیر شد. فردی که شاید بتواند سرنخی برای کشف شبکهای گسترده به دست دهد. شبکهای که از نابودی اکوسیستم میلیون ساله ایران سود میبرد.
چرا جنگل ها آتش گرفت؟
وقتی جنگلها در آتش میسوختند، کارشناسان محیط زیست هر روز بیشتر مطمئن میشدند که این آتشها تصادفی نیست. از گردشگرانی که برای تفنن آتش روشن میکنند، تا قاچاقچیان چوبی که میخواستند رد درختان قطع شده را در خاکستر پنهان کنند مضنونین این پروندهها بودند.
حالا خبر رسید که قاچاقچی باسابقهای در بندپی شرقی بابل، که در چند مرحله چوب درختان هیرکانی را قطع و قاچاق کرده بود، دستگیر شده. اما داستان به این ماجرا ختم نمیشود. فردی که در سه نقطه مختلف جنگلهای هیرکانی آتش افروخته بود هم حالا پیدا شده. آیا او همان کسی است که جنگل الیت را سوزاند؟ یا شاید هم بخشی از شبکهای بزرگتر؟
پرسش این است که آیا بازداشت چند عامل آتشسوزی و قاچاقچی چوب، یا ممنوعیت شبمانی گردشگران، کافی است تا چرخه نابودی جنگلها متوقف شود؟ در واقع، بهتر است پرسیده شود چه کسی از آتش گرفتن جنگلها سود میبرد؟
انگیزهی آتشافروزان در جنگل چیست؟
علت آشکار و انگیزه بیان شده قاچاقچی چوبی که به تازگی در بندپی بازداشتشده این است: «برای تهیه پایههای چوبی.» اما آیا این میتواند انگیزه واقعی او باشد؟ به گفته کارشناسان سود بالقوه از قطع و فروش چوب جنگلی، صرفا تبدیل کردن آن به زغال نیست؛ از تغییر کاربری زمین جنگلی گرفته تا گذران معیشت نسل اندر نسل یک شبکه انگیزههای اصلی آنهاست.
تحقیقات و گزارشهای محیط زیستی در سالهای اخیر هشدار دادهاند که قاچاق چوب در جنگلهای هیرکانی حالا تبدیل به چالشی سازمانیافته شده. آبان ماه امسال، وقتی بخشهایی از جنگل الیت در آتش میسوخت، مهرداد خزائی، مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران گفت: «هنگام بررسی سامانه ثبت گواهیها در سال 1401 متوجه آمار تکاندهندهای شدیم .186 هزار متر مکعب چوب فقط در 9 ماه نخست سال ثبت شده بود؛ رقمی که سه برابر برداشت قانونی دوران قبل است. از این آمار واقعاً نگران شدم. این حجم از چوب چگونه و از کجا وارد سامانه شده است؟»
بهعلاوه، در مواردی، آتشسوزی در جنگلهای شمال ایران با هدف تغییر کاربری زمین، توسعه ویلا و ساخت و ساز شهری گزارش شده، گزارشهایی که از این عمل با عنوان جنگلخواری یاد میکنند. محمود هوشیار فرد، پژوهشگر و عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی گیلان، اسفند سال گذشته در این خصوص گفت: «میتوان تخمین زد که بخش بزرگی از سرمایههای ملی از دسترس عامه خارج و در مواردی مورد سوءاستفاده فرصت طلبان قرار گرفتهاند در این میان آتش سوزیهای عمدی با هدف تغییر کاربری اراضی جنگلی به اراضی کشاورزی، یکی از مهمترین تهدیدهای متوجه جنگلهای شمال کشور است.» بنابراین احتمال دارد آتشافروزی مقدمهای برای تبدیل جنگل به زمین ساختمانی باشد.
از طرفی، به نظر میرسد انگیزه پشت این آتشسوزیها فقط تجارت چوب نباشد چراکه بخش مهمی از آن مربوط به سودی است که از تغییر کاربری یا فروش زمین جنگلی حاصل میشود.
امکانات برای مقابله با قاچاقچیان کافی است؟
اسماعیل کهرم، کارشناس ارشد محیط زیست، در مصاحبهای با فرارو اشاره کرد: «نزدیک به سه هزار محیطبان در سراسر کشور داریم که بسیاری از آنها به نان شب محتاجاند.» بنابراین به نظر میرسد جنگلها هم دچار ناتراز محیطبان هستند. جدای از خود محیط بان، میتوان به امکاناتی که آنان میتوانستند در اختیار داشته باشند تا شرایط را رصد کنند اشاره کرد. پهپاد، دوربین حرارتی، سامانه هشداردهنده و امکاناتی که هماکنون در سطح جهان برای حفاظت از محیط زیست در دست هست میتوانست به محیط بان کمک کند.
سمیه رفیعی نماینده مجلس شورای اسلامی، در این مورد میگوید: «استاندارد دنیا کمتر از هزار هکتارست و یک محیط بان کمتر از هزار هکتارست. الان در ایران ده تا چهارده هزار هکتار یک جنگلبان و یک محیط بان داریم. سازمان برنامه و بودجه باید به من اجازه استخدام و بودجه دهد که نیروهایم را چینش کنم و از آخرین تجهیزات چه اتفاقی میافتد؟ در این ایام سر سازمان طبیعی را ذبح میکنند.»
نکته این است که تجهیزات محیطبانها به قدری کم است که حتی به هنگام آتش سوزی فورا نمیتوانند آن را خاموش کنند. از طرفی اگر به شکل مستقیم با قاچاقچی مواجه شوند، احتمال دارد جان خود را از دست بدهند. اگر در آن لحظه برای دفاع از خود یا محیط زیست به قاچاقچی آسیبی بزنند، این محیطبانها هستند که کارشان به زندان کشیده میشود.
چرا بازداشت کافی نیست؟
دستگیری فرد آتشافروز در بندپی در درجه اول احساس خوشایندی به جامعه القا کرد. اما، او تنها عامل آتش یا قاچاقچی اولیه است. واسطه بازار سیاه چوب، توسعهدهندگان زمین، نهادهای محلی که شاید از ماجرا بو ببرند اما دم از دم باز نکنند و نهادهای نظارتی همگی افرادی هستند که ممکن است در تداوم این چرخه دخیل باشند. بنابراین نمیتوان این مساله را به کنشی فردی تقلیل داد.
به گفته کارشناسان ضعف نظارت، کمبود منابع حفاظتی و مقرون به صرفه بودن سود اقتصادی در مقابل هزینه پایین جرم بستر لازم برای شکلگیری این شبکه را فراهم کرده. بارها کارشناسان و مسئولان در مورد این مساله صحبت کردهاند. در واقع سودی که قاچاقچی از چوب میبرد بسیار بیشتر از جریمهای است که قرار است پرداخت شود. خزائی در این مورد اشاره میکند: «تعزیرات با جریمههای ناچیز متهم را آزاد میکرد. این روند «احساس امنیت» برای قاچاقچی ایجاد کرد و عملاً بازدارندگی از بین رفت.»
بازار ![]()
آخرین خبر گلستان در اینستاگرام :
Instagram.com/golestan_today
آخرین خبر گلستان در اینستاگرام :
Instagram.com/golestan_today