پیام مازند - دشمن در مهندسی جنگ روانی و عملیات رسانهای گاهی نیاز به تولید و انتشار دروغهای پیچیده ندارد بلکه کافی است روی زمان و صبر مخاطبان سرمایه گذاری کند تا ذهنها دچار فرسایش شوند.
دشمن در مهندسی جنگ روانی و عملیات رسانهای گاهی نیاز به تولید و انتشار دروغهای پیچیده ندارد بلکه کافی است روی زمان و صبر مخاطبان سرمایه گذاری کند تا ذهنها دچار فرسایش شوند.

به گزارش خبرگزاری صداوسیمای مازندران ، یکی از مرموزترین ابزارها در حوزه جنگ رسانهای، تکنیک صبر بی حاصل است؛ روشی که رسانههای معاند با استفاده از آن تلاش میکنند ارزش مقاومت و استقامت را در ذهن مخاطب فرسایش دهند و صبر ملی را به عنوان عامل رنج معرفی کنند.
تحلیل تکنیک صبر بی حاصل
هدف اصلی این تکنیک، نشانه رفتن تحمل روانی و تاب آوری جامعه است و چرخه اجرای این تله رسانهای دو مرحله دارد.
القای بن بست مطلق: افراد همواره با این امید که کاستیها برطرف شوند و اوضاع بهبود یابند سختیها را تحمل میکنند اما رسانهها با برجسته سازی مشکلات و پمپاژ مکرر ناامیدی، به مخاطبان القا میکنند که این صبر تاکنون هیچ حاصلی نداشته است و وضعیت به همان شکل و بدون تغییر باقی خواهد ماند.
تحریک به طغیان شتابزده: رسانهها وقتی مخاطبان را به این نتیجه رساندند که صبر آنها سبب تغییر وضعیت موجود نمیشود در گام نهایی پیام مسموم خود را صادر میکند "چون صبوری کردید و نتیجه نگرفتید، پس هرچه زودتر دست به اعتراض بزنید؛ زیرا هرچه بیشتر صبر کنید بیشتر در بن بست میمانید!"
نمونه عینی در رسانههای معاند
در پوشش خبری رسانههایی نظیر بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال خصوصا در زمان انتخابات ایران شاهد هستیم که این رسانهها با تمرکز بی وقفه بر مشکلات، این پیام را به مخاطب القا میکنند که صبر کردن برای بهبود و تغییر شیوه دولت داری تاکنون نتیجه نداده و صبر کردن برای دولت دیگر نیز بی فایده است تا صبر منطقی شما را که میتواند با رای دادن درست موجب بهبود اوضاع شود از بین ببرند و مخاطب را به این نتیجه برسانند که انتظار برای بهبود، تنها به معنای اتلاف وقت و عمیقتر شدن رنجهاست و در نهایت این بنبست ذهنی را به ابزاری برای تحریک به واکنشهای هیجانی و اعتراضات ناگهانی تبدیل کنند.
چگونه در دام صبر بی حاصل نیفتیم
برای خنثیسازی این تکنیک پیچیده، تنها صبر کردن کافی نیست؛ بلکه باید صبر هوشمندانه داشت. برای این کار، رعایت این سه اصل ضروری است.
۱. تشخیص منشا بحران؛ تفاوت میان چالش و تله رسانهای
باید توانایی تفکیک میان مشکلات واقعی ساختاری و بحرانهای ساختگی رسانهای را داشته باشیم. اگر بدانیم فشار فعلی، ناشی از یک چالش داخلی است یا یک تله برنامهریزیشده توسط دشمن، میتوانیم تعیین کنیم که آیا باید صبر و مدارا کنیم یا مقاومت و واکنش.
۲. صیانت از حافظه و پیوستگی تاریخی
رسانههای بیگانه با دستکاری روایتهای گذشته، سعی میکنند ارزش مسیر طی شده را زیر سوال ببرند برای مقابله، باید حافظه جمعی خود را تقویت کنیم و با تکیه بر واقعیتهای تاریخی، اجازه ندهیم روایتهای تحریفشده، دستاوردهای گذشته و مسیر آینده را از هم گسسته و بیمعنا جلوه دهند.
۳. تفکیک اعتراض مشروع از آشوب هدایتشده
باید یاد بگیریم میان انتقاد سازنده برای بهبود امور و آشوبی که هدفش تنها فروپاشی است، مرزی شفاف بکشیم. رسانههای معاند، اعتراضات مشروع را با ابزارهای روانی به آشوبی تبدیل میکنند که هدفش فراتر از اصلاح است. شناخت این مرز، مانع از آن میشود که ما ناخواسته به مهرههای بازی آنها تبدیل شویم.
یادمان باشد صبر هوشمندانه، ابزار مقاومت است اما صبر بی ثمر پناهگاه دشمن.
نویسنده:سید رضا کریمی
تکنیک بعدی که از آن خواهیم نوشت تکنیک مرجع سازی کاذب است.