دوشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۵
اجتماعی

تحلیل تکنیک‌های جنگ روانی رسانه‌های بیگانه

تکنیک خبری مرجعیت کاذب؛ وقتی القاب بزرگ جای دلیلِ منطقی را می‌گیرند

تکنیک خبری مرجعیت کاذب؛ وقتی القاب بزرگ جای دلیلِ منطقی را می‌گیرند
پیام مازند - رسانه‌ها برای باور پذیر کردن ادعا‌های بی‌سند گاهی به نام‌ها و القاب پناه می‌برند تا اعتبار یک عنوان جای صحت یک ادعا را بگیرد و ذهن مخاطب پیش از پرسش خلع سلاح شود.
  بزرگنمايي:

پیام مازند - رسانه‌ها برای باور پذیر کردن ادعا‌های بی‌سند گاهی به نام‌ها و القاب پناه می‌برند تا اعتبار یک عنوان جای صحت یک ادعا را بگیرد و ذهن مخاطب پیش از پرسش خلع سلاح شود.

پیام مازند


به گزارش خبرگزاری صداوسیمای مازندران ، وقتی عنوانی مانند دکتر یا کارشناس در برابر چشم خواننده قرار می‌گیرد، سازوکاری روان‌شناختی به نام خطای تایید فعال می‌شود و ذهن، نشانه‌های همسو با باور پیشین خود را برجسته می‌کند و نشانه‌های ناهمخوان را نادیده می‌گیرد. نتیجه آن است که اعتبارِ عنوان، به جای استدلال محتوا، مبنای داوری می‌شود و مخاطب قبل از آنکه "به چه چیزی گفته شد" دقت کند به "چه کسی گفته است" توجه می‌کند.
تحلیل تکنیک
مرجعیت کاذب، یکی از ظریف‌ترین ابزار‌های مهندسی افکار عمومی است. در این تکنیک، رسانه‌ها برای مشروعیت بخشیدن به یک ادعای نادرست، از یک یا چند مرجع بهره می‌گیرند، اما مرجع مورد استناد آنها یا در حوزه مورد بحث صلاحیت تخصصی ندارد یا هویت او مبهم و غیرقابل پیگیری است یا کلامش از بافت اصلی جدا شده و در معنایی وارونه بازنشر می‌شود.
کارکرد اصلی این تکنیک، اعتبار بخشیدن به یک ادعای غلط یا یک تحلیل سوگیرانه و انتقال اعتبار از خبر به شخص است؛ یعنی مخاطب به جای ارزیابی محتوا و درستی و نادرستی خبر، به وزن نام‌ها و القاب تکیه می‌کند و، چون عنوان او را دانشمند و کارشناس و متخصص می‌بیند ناخودآگاه حرف او را نیز درست فرض می‌کند.
نمونه‌های کاربردی
تخصص بی‌ربط رسانه برای تأیید یک تحلیل سیاسی یا اقتصادی، به نقل‌قول یک متخصص علوم پایه یا چهره شناخته‌شده در حوزه هنر، یک کارگردان سینما یا بازیگر مشهور استناد می‌کند و مخاطب با دیدن عنوان علمی یا هنری، ناخودآگاه تخصص او در هنر را به درستی تحلیل سیاسی‌اش تعمیم می‌دهد.
مرجع مجهول رسانه‌ها با بکار بردن عباراتی مانند منابع نزدیک به خبرگزاری، کارشناسان ارشد یا گزارش‌ها حاکی است ...، حس دسترسی به اطلاعات محرمانه را در مخاطب برمی‌انگیزانند تا مخاطب در یک توهمِ اطلاعاتی ادعا‌های مطرح شده را بپذیرد.
چگونه از این تله بگذریم؟
۱-میان اعتبار فرد و صحت ادعا مرزی روشن بکشیم به یاد داشته باشیم که نام بزرگ، دلیل بر درستی هر سخنی نیست.
۲- دوم از خود بپرسیم آیا فرد مورد نظر واقعا در همین موضوع تخصص دارد یا تنها از نام خود در حوزه‌ای دیگر سوءاستفاده می‌کند.
۳-هرگاه عبارتی مبهم و بی‌نام دیدیم، آن را نشانه‌ای از ضعف سند بدانیم نه نشانه‌ای از عمق اطلاعات و به جای اعتماد فوری به آن نام و لقب به دنبال سند و مدرک مشخص بگردیم تا اسیر توهم اطلاعاتی نشویم.
تکنیک بعدی که از آن خواهیم نوشت تکنیک "گوی زنگ زده" است
نویسنده: سید رضا کریمی


نظرات شما